قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

514

تاريخ الفي ( فارسى )

پنداشتند كه علمهاست كه برافراشته‌اند و بعد از لحظه‌اى كه روز روشن شد دانستند كه حال چيست . فضل بن ادهم در پيش قلب لشكر شام شريح جذامى در پيش ميمنه و رقاب بن معمر در پيش ميسره آمدند و آواز كردند كه : اى گروه عرب ! ما شما را به كتاب خداى تعالى دعوت مىكنيم . بايد كه به مضمون آن عمل نماييد و دست از جنگ بازداريد كه اگر من بعد به دستور ايّام سابق بر محاربه اقدام فرماييد زنان و فرزندان تمام عرب را روميان و فارسيان اسير و دستگير كرده به ولايات خويش برند . بعد از آن ابو الاعور بر اسب اشهب سوار شد و مصحفى بر سر نهاده ميان هردو صف آمد و فرياد بركشيد و اهل عراق را به مصحف دعوت كرد . چون عراقيان سخنان شاميان را شنيدند فتنه و اختلاف ميان ايشان پديد آمد . برخى گفتند اين صورت مكر و حيله است « 1 » و بعضى گفتند كه ما اوّل اصحاب معاويه را به كتاب ايزد تعالى دعوت مىكرديم و چون اجابت نكردند خون ايشان بر ما حلال بود . پس اگر اين زمان ما دعوت ايشان را قبول نكنيم خون ما نيز بر آن جماعت مباح گردد . پس اشعث بن قيس ، « 2 » كه اكثر قبايل يمن مطيع و منقاد او بودند ، و بعضى ديگر از سرداران سپاه امير المؤمنين مبلغها از معاويه رشوه گرفتند - چنانچه در مقصد اقصى آورده كه معاويه به اشعث مبلغ صد هزار درم قبول كرد كه اگر مهم به صلح انجامد به او رساند - گفتند كه : اى امير المؤمنين ! دعوت معاويه را اجابت كن كه معاويه انصاف مىدهد و انقياد حق مىنمايد . امير المؤمنين على فرمود كه : و اللّه من به كتاب خداى تعالى عالم‌ترم از معويه و عمرو و غيرهما . اين مكر مكرِ عمرو بن العاص است . پس اين خبر ميان قوم پراكنده شد . مردم دست از جنگ برداشته بازگشتند ، مگر اشتر ، رضىّ الله عنه ، كه همچنان در جنگ كشش و كوشش مىنمود . پس امير المؤمنين دست بر دست زد و گفت : ابن هند به اين حيلهء عمرو عاص غالب آمد . و اين جماعت گفتند : بفرماى تا اشتر بازگردد . يزيد بن هانى را نزد او فرستاد . اشتر گفت : چه محل مراجعت است ؟ كه علامات فتح و نصرت ظاهر شده است . يزيد بن هانى بازگشت و جواب اشتر به خدمت امير المؤمنين بازگفت . و در اين وقت آواز اشتر و متابعان او بلند شد و غبارى عظيم پديد آمد . خوارج با شاه اوليا گفتند : ما چنان گمان مىبريم كه اشتر به اشارهء تو اين جدّ و جهد مىنمايد . آن حضرت

--> ( 1 ) . از جملهء موافقين ادامهء جنگ به غير از مالك اشتر ، عدىّ بن حاتم و عمرو بن حمق بودند كه سرسختانه با دسايس أشعث بن قيس و طرفداران او ، كه طرفدار صلح و سازش با معاويه بودند ، ايستادگى مىكردند . براى مطالعهء خطبهء آن دو - پيكار صفين ، ص 622 . ( 2 ) . خيانت آشكار اشعث از كلمه كلمهء خطبه‌اش در ليلة الهرير هويداست ؛ - پيشين ، ص 660 .